قلب مامان سارا جونمقلب مامان سارا جونم، تا این لحظه: 21 سال و 9 ماه و 8 روز سن داره
وبلاگم وبلاگم 14 سالگیت مبارک

خاطره های دختر نازم

اوایل تابستان 95 من

1395/4/7 17:57
1,673 بازدید
اشتراک گذاری

خب تابستون شروع شده و من از دوباره دارم یک خوش حالی دیگرو پشت سر می ذارم که امیدوارم خیلی دیر به پایان برسه. خیلی خیلی خوش حالم که تابستون اومده و هر کاری که دلم بخواد انجام میدم .

کلاس های تابستانی من ان چنان هم زیاد نیست فقط یک کلاس شنا و کلاس زبان میرم و خوشحالم که می خوام انگلیسی یاد بگرم که در اینده برای من مفید باشه. البته کلاس های من خیلی هم کم نیست یعنی اندازه اش چرا ولی روز هاشومیگم. اخجون از دوباره تنهایی توی خونه شروع می شه ولی من مواظب خودم هستم. صبح ها که مامان و بابام میرن سرکار داداشممم میره مهد کودک و من تنها هستم البته اینو توی پست های قبل هم گفتم. ولی اونقدر هم که فکر می کنید تنهایی بد نیست چون هر صبح از دست اذیت های داداشم در امان هستم و خوش حالم که او میره مهد کودک. الان هم که ماه رمضونه و من سعی می کنم روزه بگیرم و ده روز دیگه ماه رمضون تمام میشه.

امشب خونه ی دختر خاله هام یعنی خونه ی خالم  افطاری دعوتیم و من صبرم نیسته که زود تر ساعت 7 و نیم شه. سه ماه از دست مدرسه و کیف و کتاب و دفتر و مشق و...... راحتم و از خوش حالی نمیدونم چی کار کنم خب چیز جالبی هم نیست که سه ماه تعطیلم چون هر سال همینجوره.

از کارتون هایی که یعنی از برنامه کودک هایی که مامانم خریده بسیار سپاس گذارم.بهترین برنامه کودکهایی بود که تا حالا توی عمرم دیدم . پرین و جودی ابوت وااااااای خیلی قشنگ بود مخصوصا جودی ابوت.داستان خیلی قشنگی داشت پرین هم همینطور . به قول خودش جودییییییییییییی ابوت خخخخخخ.

یک ساعت جودی شو میگه نیم ثانیه ابوت ش رو. شما هم یادتون میاد؟؟؟؟

و هردوتای این برنامه کودک های زیبارو دیدمو تموم شده و من خیلییییی ناراحتم . کاش هیجوقت بابا لنگ دراز تموم نشه ولی میشه دیگه چاره ای نست. مامانم برام خرید اینترنتی کرده شاید بهش بگم انشلی با مو های قرمز یا دختری به نام نل رو بگیره. کدومش قشنگ تره؟؟؟

تابستان به دیدارت امده ام

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)