عزیز دلم سارا



![]()


دختر ناز مامان الهی قربونت بشم که تو این همه مهربونی. اینکه میگن دختر دلسوز مامانه من تجربه اش کردم خیلی زیاد. از زمانیکه هنوز پارسا دنیا نیومده بود این و بیشتر فهمیدم. هرروز که از سر کار میرسیدم تا خیالت راحت نمیشد که حالم خوبه و جاییم درد نمیکنه نمیرفتی دنبال بازی و کارهات تا کوچکترین چیزی هم میشنیدی که سر گیجه دارم یا.... خودت و سریع میرسوندی و سریع اشکهات میومد. یادمه یه شب هم دیدم زود رفتی تو تختت و تا اومدم دیدم سرت و کردی زیر پتو وگریه میکنی بعد کلی اصرار گفتی که دلم برات میسوزه نی نی داری و این همه سختی میکشی. هیچ وقت یعنی محاله یادم بره این حرفت عزیزکم. حالا هم که روز به روز شاهد بزرگ شدن و خانوم شدنتم ابراز محبتت و بیشتر نثارم میکنی و منم اندازه دنیا به خودم میبالم که مادرم و مادر دختری مثل تو.

3شنبه هم که فرداش روز مادر بود مثل آدم بزرگها متوجه شدم بابا رو صدا کردی و تو اتاقت داری باهاش مشورت میکنی واسه روز مادر. ساعت 8شب هم کلی تو و بابایی من و ذوق زده کردید. 
اومدم دارم واست مینویسم گل مامان فقط بهت بگم دستت درد نکنه هم تو هم بابا. خیلی دوستتون دارم
دختر قشنگم آرزوی همیشگیم و باز هم تکرار میکنم و باز هم از خدا میخوام همیشه شاد باشی و زندگی موفقی داشته باشی. وآرزو میکنم آینده ای روشن در انتظارت باشه و روزی برسه افتخار مامان و بابا بشی گلم.
بووووووووووووووووووووووووس خیلی واسم عزیزی. دوستت داره مامان



عزیز دلم سارا
