قلب مامان سارا جونمقلب مامان سارا جونم، تا این لحظه: 21 سال و 9 ماه و 9 روز سن داره
وبلاگم وبلاگم ، تا این لحظه: 14 سال و 1 روز سن داره

خاطره های دختر نازم

زردالو

1392/4/10 14:14
610 بازدید
اشتراک گذاری

من دیروز توی حیاط نشسته بودم.امده بودم هوای ازاد بخورم.

ما توی باغچمون یک درخت زردالو هم داریم گفتم.برم به زردالوHanging here:10728 هاش دست بزنم اخه اون ها خیلی خیلی نرم هستن.

ولی تااومدم بچینم یکدفعه دیدم توی دستم زرد آلو اومد.زرد الو شم خیلی خیلی چاق بود.بخاطره این که گریم نیاد اون رو دسته جمعی خردیمش.

 

داداشی هم یکم از زردالو های ما خورد.

این هم عکس درخت و زرد الو

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان حسین جون
9 تیر 92 15:23
سلام دوستان گلم حسین جون وپسرخاله ش محمدیزدان جون درمسابقه جشنواره تابستانی نی نی وبلاگ شرکت کرده دوستان عزیزم اگه می تونید باارسال یک اس ام اس باقیدکد202 203 به شماره 20008080200بهشون رای بدین لطفا کدها رو همینجور که نوشتم بنویسین بدون خط فاصله یا هر علامت دیگه ای از لطف شما سپاسگذارم
نسیم-مامان آرتین
10 تیر 92 8:53
نوش جونتون چه حیاط با صفایی دارید


ممنون عزیزکم
مامان عرفان
10 تیر 92 9:38
سلام خانومي . يكم درگير امتحانم هستم . شايد يكي دوهفته نتونم بهت سر بزنم . ببخش . بعد از امتحانم حتم دوباره ميام پيشت . برا تموم شدن امتحانم لحظه شماري ميكنم كه زودتر بيام پيشت . فعلا باي عزيزم


بای خاله نگار